در حاليكه اكنون بي مجامله و بدون هيچ شعاري بايد اذعان كرد صداي پاي دگرگوني در هنر انيميشن ايران به گوش ميرسد، حتي كساني كه گوش سنگيني براي شنيدن دارند حالا اين طنين را واضح ميشنوند!
اين حقيقت است كه توليدات حرفهاي و با مدتزمان بلند در موسسات و كارگاههاي داخل كشور آغاز شده و محصولات آن يك به يك در حال رو شدن است. از اين روي شايسته است اين جهش محسوس در رشته انيميشن را در درجه نخست به هنرمندان خستگيناپذير آن و در ثاني به كارگزاران و حاميان واقعي اين هنر ماندگار تبريك گفت.
نمونه قابل اشاره از اين دست آثار انيميشن وطني، كاري است به نام فرمانروايان مقدس كه در نوروز امسال از شبكه قرآن سيما پخش شد. اين كار پيچيده و سنگين با مدتزمان بلند داستاني توانست وقت طلايي كنداكتور اين شبكه را پر كند. داستان جذاب فرمانروايان مقدس برگرفته از قصه قرآني حضرت سليمان و مخالفان داخل اورشليم و از سوي ديگر، ماجراي ملكه سباست.
در پرداخت داستان اين كار و نيز در طراحي و اجراي تصويري آن نكتههايي خاص وجود دارد كه شايان دقت نظر براي صاحبان كار است تا در آينده آثار بينقصي را شاهد باشيم.
نكته يك از نظر كار مخاطبشناسي هنگام متننويسي شايسته است بروشني مقطع سني مخاطب اثر از سوي نويسنده در نظر گرفته شود تا اينگونه كه در اين كار شاهد هستيم، دچار تشويش و عدم انسجام نشويم به طوري كه در مواقعي از ماجراي داستان، بچهها مجذوب ماجرا ميشوند و گاهي كلام سخنران و نوع انتخاب واژگان شخصيت اصلي داستان آنچنان دشوار و مطول ميشود كه حتي يك جوان نيز دريافت مطلب را برنميتابد.
نكته دو بهتر آن بود كه در اين تك برنامه انيميشن، 2 قصه سنگين در كنار هم، جاي نميگرفت و اين ضرورتي است كه داستاننويسان انيميشن به آن اشاره كردهاند. در فرمانروايان مقدس براحتي ميشد قصه بلند و گيراي حضرت سليمان نبي و ملكه سبا را به طور مستقل و بدون طرح ماجراي توطئهگري شمعون و پدرش و گروههاي مخفي معارض بيان كرد، به شكلي كه انحرافي از داستان اصلي رخ ندهد. اين شگرد در تفكيك 2 داستان بلند سبب ميشد 2 برنامه با داستان بلند داشته باشيم تا از ظرايف و حاشيههاي هر دو قصه در 2 قسمت بهرهمند شويم.
نكته سه سكانس آغازين فرمانروايان مقدس با نماهاي متنوع هوايي از اورشليم قديم نقش ميگيرد و ظريفتر آنكه نماهاي اكستريم لانگ (بسيار بلند) از چشماندازهاي وسيعي از مردم تماشاچي را از زاويه بالا ميبينيم كه در آثار انيميشن توليد داخل بسيار نادر بوده و يا اصلا ديده نشده است.
آنگاه به آهستگي از ديد هوايي به تالار اصلي سخنراني ميرسيم كه ترسيم اجزا و وسايل موجود در شهر، به مهارت صورت گرفته است، اما زماني كه به مردم و سخنران نزديك ميشويم، در برابر كوششي كه در جلوهنمايي عمارتها و معماري شهر شده، همساني و طبيعينمايي خود را از دست ميدهد زيرا آدمهاي داستان بر خلاف خطوط متقاطع و ساكن شهر، نيازمند طراوت و انعطاف بيشتري هستند كه با نقوش بيجان تفاوت ماهوي دارند و در واقع واژه لاتين انيميشن به معني دقيق جانبخشي به موجودات، بويژه آدمهاي داستان است و در اين بخش پراهميت كار بايد در انتظار تلاش و تجربه غنيتر هنرمندان ايراني نشست. جمعيت ايستاده در برابر سخنران به سبب كم تحركي و نداشتن فيگورهاي آشناي ذهن در تقابل با طراحي خطوط پيچيده شهر اورشليم قديم، عقب ميمانند.
نكته چهار در ادامه نكته سه بايد گفت تحقق و بروز احساسات انساني در پهناي چهره آدمها بويژه شخصيتهاي اصلي داستان، تلاش و مرارتي بيش از اين ميطلبد. چهرههايي كه از نزديك ديده ميشوند، اغلب حالت خشك و بيانعطاف دارند و تداعيگر رباتها هستند تا آدمهاي واقعي. در اين باره شايسته است نمونههاي خوب در كارتونهاي معروف خارجي بررسي شود تا باورپذيري چهرههاي نقش شده محقق شود.
آيا بهتر نيست براي كاري به اين عظمت كه جايگاهي در قصههاي قرآني دارد، روي عمق احساسات انساني كه اصطلاحا ري اكشن ناميده ميشود و در خطوط لغزان چهرهها متبلور ميشود، بيش از اين كه هست حوصله و زمان صرف ميشد؟
نكته پنج باز هم در ادامه 2 نكته پيشين ترسيم چهرههاي يك ملت، بررسي و پژوهشي مردمشناسي ميطلبد و مطالعه قومشناسي سبب ميشود چهرهها را در هر جغرافيا و اقليمي هويت مستقل بخشيم. پرسش اين است كه آيا واقعا چهره بلقيس (ملكه سبا) بايد اينگونه نقش ميشد؟ بيننده در نگاه اول به چهره وي تصور ميكند كه يك زن انگليسي يا كانادايي را مشاهده ميكند، در حالي كه از نظر ريختشناسي بايد اين زن به مردمان مشرقزمين شبيهتر باشد و همين اشكال به چهره ديگر شخصيتهاي اصلي وارد است (البته انصافا بايد طراحي چهره شمعون و مخالفان را از اين موضوع استثناء كرد؛ زيرا آشناتر به نظر ميرسند).
نكته شش در برخي صحنههاي گفتگو سخنران براي تفهيم كلام از دستانش بهره ميگيرد، اما سرعت تكان دستها و لبان او با ريتم كلام سازگار نيست. خوب است هنگام دوبلاژ دقت بيشتري صرف شود.
نكته هفت مشاهده شد كه در چند صحنه معدود، موسيقي متن با صداي نريشن هماهنگ نيست و بويژه زماني كه روايت خوانده ميشود موسيقي متن (با وجود خوشآهنگ بودن آن) آزاردهنده و پوشاننده كلام ميشود و از انتقال شفاف گفتار متن جلوگيري ميكند.
نكته آخر بروشني ديده ميشود كه چرخ توليد در ساخت انيميشنهاي بلند و حرفهاي در موسسات داخل كشور به حركت درآمده است و توليدات بويژه قرآني هنرمندان انيميشنكار در حال تثبيت است.
رويكرد اصلي اين جريان انتخاب سوژه از آثار پرارج متون ديني و روايي است كه به جرات ميتوان گفت هر چه اين آثار با پختگي بيشتري نسبت به كارهاي گذشته خلق شوند، ميتوانند با آثار برجسته خارجي كه پيامهاي بعضا محدود و نازلي دارند، مقابله و رقابت كند و حتي خود را در عرصه بينالمللي به مخاطبان جهاني بشناسانند و جرياني نوپديد در مكتب خويش شوند.
اين مستلزم دقت و حوصله و كوشايي افزونتر اين هنرمندان از يك سو و همچنين حمايت فكري و مالي بالاتري از سوي متوليان دولتي است؛ زيرا بيش از هر حرفه هنري، كارگاههاي بيادعاي انيميشنكار به تغذيه و حمايت نياز دارند؛ همچنان كه اينك نمونه موفق آن را در توليدات موسسه فرهنگي هنري صبا شاهد هستيم.
نوشته : محمدجواد لساني (جام جم )

